Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکریدن

تلفظ بین المللی : /ʃˌekarˈidan/ تلفظ :‌ [S,ekaR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • جان شکریدن
  • شاریدن
  • شریدن
  • شوریدن
  • شوریدنی
  • شکاریدن
  • شکردن
  • شکرین
  • شکرینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شکریدن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص ) شکردن. شکار کردن. قنص.اقتناص. صید. ( یادداشت مؤلف ). شکار کردن. ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). || شکستن دشمن باشد. ( آنندراج ) ( برهان ) : همی بود بوس و کنار و نبیدمگر شیر کوگور را بشکرید.فردوسی.|| کشتن. ( یادداشت مؤلف ). || گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شکردن در همه معانی شود....

فرهنگ عمید

شکردن#NAME?

= شکردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( شکرد شکرد خواهد شکرد بشکر شکرنده شکرده ) ۱ - شکار کردن . ۲ - شکستن .

کلمات مرتبط

  • جان شکریدن
  • شاریدن
  • شریدن
  • شوریدن
  • شوریدنی
  • شکاریدن
  • شکردن
  • شکرین
  • شکرینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات