شهد. [ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شاهد. (منتهی الارب ). رجوع به شاهد شود.
شهد. [ ش ُ ] (ع اِ)به معنی شَهْد. (منتهی الارب ). رجوع به شَهْد شود.
شهد. [ ش ُ هَُ ] (ع ص ،اِ) ج ِ شاهد. رجوع به شاهد شود. (یادداشت مؤلف ).
مادۀ شیرینی که از غدههای خاصی در برخی از اندامهای گیاهان ترشح میشود
(تلفظ: šahd) (عربی) عصارهی میوه که بر اثر جوشیدن غلیظ شده است ، مادهی قندی مذاب یا مایع ؛ (در قدیم) عسل ؛ (در قدیم) (به مجاز) هر چیز دلپذیر و مطبوع .
تکیه ای: šira
طاری: šahd
طامه ای: šaht
طرقی: šahd / šira
کشه ای: šahd / šira
نطنزی: šahd
انگبین، حلاوت، شکرین، شیرینی، عسل ≠ شرنگ