Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شهد الود

تلفظ بین المللی : /ʃˈahd ˈaːlvad/ تلفظ :‌ [S'ahd 'a:lvad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شهدآلود
  • شهدآلوده
  • شهدالوده
  • شهد خوار الگانت
  • ایه شهد الله
  • الباسته شهر
  • البسیط شهر
  • التامیرا شهر
  • الیکانته شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( شهدآلود ) شهدآلود. [ ش َ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به شهد. به انگبین آلوده.

فرهنگ فارسی

( شهد آلود ) آلوده به شهد به انگبین آلوده .

کلمات مرتبط

  • شهدآلود
  • شهدآلوده
  • شهدالوده
  • شهد خوار الگانت
  • ایه شهد الله
  • الباسته شهر
  • البسیط شهر
  • التامیرا شهر
  • الیکانته شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات