کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شنویدن
تلفظ بین المللی :
/ʃˌenavˈidan/
تلفظ :
[S,enav'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
زخم زبان شنیدن
زخمه شنیدن
شنودن
شنودنی
شنگیدن
شنیدن
شنیدنی
عذر شنیدن
فریاد شنیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
شنویدن. [ ش َ / ش ِ ن َ دَ ] ( مص ) شنودن. ( فرهنگ فارسی معین ). شنیدن. ( آنندراج ). استماع کردن. نیوشیدن. بشنیدن. ( یادداشت مؤلف ) : چو رودابه این از پدر بشنویددلش گشت پرخون رخش شنبلید.فردوسی.چو یزدان پرستنده او را بدیدچنان ناله زار او بشنوید.فردوسی.امیر آواز ابواحمد بشنوید بیگانه ، پوشیده نگاه کرد مردی را دید، هیچ نگفت تا حدیث تمام کرد. ( تاریخ بیهقی ). || گوش دادن.( یادداشت مؤلف ). || بو کردن...
فرهنگ عمید
شنیدن#NAME?
= شنیدن
کلمات مرتبط
زخم زبان شنیدن
زخمه شنیدن
شنودن
شنودنی
شنگیدن
شنیدن
شنیدنی
عذر شنیدن
فریاد شنیدن
نظرات