Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمع فروختن

تلفظ بین المللی : /ʃˈamʔ forˈuxtan/ تلفظ :‌ [S'am? foR'uxtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شمع افروختن
  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع برکردن
  • شمع دزد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شمع فروختن. [ ش َف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کار فروش شمع. شمعفروشی. || مخفف شمع افروختن. شمع روشن کردن :
بفرمود تا شمع بفروختند
به هر سوی ایوان همی سوختند
فردوسی.
به طیبت کردن ار شمعی فروزی
ازآن طیبت چو شمعی هم بسوزی.
عطار.
رجوع به شمع برافروختن شود.

فرهنگ فارسی

کار فروش شمع شمع فروشی

کلمات مرتبط

  • شمع افروختن
  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع برکردن
  • شمع دزد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات