Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمع ریختن

تلفظ بین المللی : /ʃˈamʔ rˈixtan/ تلفظ :‌ [S'am? R'ixtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع افروختن
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع برکردن
  • شمع دزد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شمع ریختن. [ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساختن شمع. ( از آنندراج ) :
چشم مخمور ترا تا دیده نرگس از قلم
شمع می ریزد که بر بالین بیمار آورد.
محسن تأثیر ( از آنندراج ).
رجوع به شمعریز شود.

فرهنگ فارسی

ساختن شمع

کلمات مرتبط

  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع افروختن
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع برکردن
  • شمع دزد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات