Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شله

تلفظ بین المللی : /ʃˈoleː/ تلفظ :‌ [S'ole:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • شُلّه
  • شُلَّه
  • شله بریان
  • شله زرد
  • شله قلمکار
  • شله ماش
  • شله پز
  • شله پلاو
  • شله کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شلة. [ ش ِل ْ ل َ ](ع اِ) ج ِ شلیل . (منتهی الارب ). رجوع به شلیل شود.

شلة. [ ش ُل ْ ل َ ] (ع اِ) نیت . نیت سفر. || کار دور که می خواهی آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج )(از المنجد) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

شله . [ ش ِل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) پارچه ٔ نخی ساده به رنگ سرخ : مثل شله ، مثل شله ٔ سرخ ؛سرخ شده . و ...

فرهنگ عمید

نوعی پارچۀ نخی نازک سرخ‌رنگ.

۱. آش؛ شوربا.
۲. آش برنج.

قصاص.
⟨ شله کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] قصاص کردن؛ کشتن قاتل به خون‌خواهی مقتول.

۱. جای خاک‌روبه و زباله؛ جایی که در آن آشغال و خاک‌روبه می‌ریزند.
۲. فرج‌ زن.
۳. لته‌ای که زنان در ایام حیض به کار می‌برند.

۱. جای خاک روبه و زباله، جایی که در آن آشغال و خاک روبه می ریزند.۲. فرج زن.۳. لته ای که زنان...

فرهنگ معین

(شَ لَ یا لِ) (اِ.) قصاص .

(شُ لِّ) (اِ.) آش برنج ، شوربا.

(شَ لَّ) (اِ.) جایی که در آن آشغال و خاکروبه ریزند.

(شُ لَ یا لِ) (اِ.) 1 - جای خاکروبه و زباله . 2 - فرج (زن )، شرم زن . 3 - لته ای که زنان در ایام حیض در شرم خود نهند.

(شَ لَّ ) (اِ. ) جایی که در آن آشغال و خاکروبه ریزند. (شَ لَ یا لِ ) (اِ. ) قصاص . (شُ لِّ ) (اِ. ) آش برنج ، شوربا. (شُ لَ یا لِ ) (اِ. ) ۱ - جا...

فرهنگ فارسی

نوعی خوراک برنج که از کته آبکی‌تر است

آش، شوربا، آش برنج، نوعی پارچه نخی نازک سرخ رنگ
( اسم ) ۱ - جای خاکروبه و زباله . ۲ - فرج ( زن ) شرم زن . ۳ - لته ای که زنان درایام حیض در شرم خود نهند .
بت پرست یا زنبیل

دانشنامه عمومی

شله نوعی غذاست. آش برنج را گویند، نوعی از غذا که برنج را در آبگوشت به طور هریسه می پزند. این غذا در نقاط مختلف آسیا پخته می شود و در هر منطقه به نامی شهرت دارد از جمله در هندوستان کانگی، در ژاپن کایو و در ویتنام شائو نامیده می شود.زوسوییریزوتوپائلابرنج ژاپنیانواع بسیار گوناگونی از این گروه غذا وجود دارد که از آن جمله می توان به شله زرد (دسر سنتی)، شله مشهدی (غذای محلی)، آش شله قلمکار می توان اشاره...

گویش مازنی

نوعی پارچه

۱پاتاوه ۲سرگین گوسفند

کارگری که هزینه خوراک وی به عهده کارفرما باشد

/shelle/ نوعی پارچه & پاتاوه - سرگین گوسفند & کارگری که هزینه خوراک وی به عهده کارفرما باشد

واژه نامه بختیاریکا

( شَلِه (کَه) ) شل ( کاه ) ؛ خورجین مانندی که جهت جابجایی ( کاه ) استفاده می شود.
( شُله ) از گونه های پخت برنج
( شُلِه ) باسن؛ پسه
( شُلِه ) گل خیس؛ هره؛ کاهگل؛ هر چیز شُل؛ مایع یا روانی که صورت جامد داشته یا خواهد داشت اما کنون روان است.

کلمات مرتبط

  • شُلّه
  • شُلَّه
  • شله بریان
  • شله زرد
  • شله قلمکار
  • شله ماش
  • شله پز
  • شله پلاو
  • شله کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات