Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شستن

تلفظ بین المللی : /ʃˈostan/ تلفظ :‌ [S'ostan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • شستن دست ها
  • غبار شستن
  • غبار فرو شستن
  • گناه شستن
  • با سر و صدا چیزی را شستن
  • با چلپ و چلوپ شستن
  • جای شستن ظروف کثیف اشپزخانه
  • دست ورو شستن
  • سر شستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شستن . [ ش ِ / ش َ ت َ ] (مص ) نشستن و جلوس کردن .(ناظم الاطباء). مخفف نشستن . (آنندراج ) : ایستاده نماز راست مقیم شسته در ذکر حی دادگر است . (از المعجم ).هرگز نشود دامن زایر به در اواز شستن و نایافتن بار شکسته . سوزنی .من چو او در فقر کنجی شسته ام وز بد و نیک جهان وارسته ام . عطار.هرکه با سلطان شود او هم نشین بر درش شستن بود حیف و غبین . مولوی .آن پشیمانی و یا رب رفت از اوشست بر آیینه زنگ پنج تو....

فرهنگ عمید

نِشستن#NAME?

چیزی را با آب پاکیزه ساختن؛ پارچه یا ظرف یا چیز دیگر را در آب مالیدن که پاک شود؛ شوییدن.

= نِشستن
چیزی را با آب پاکیزه ساختن، پارچه یا ظرف یا چیز دیگر را در آب مالیدن که پاک شود، شوییدن.

فرهنگ معین

(شُ تَ ) [ په . ] (مص م . ) چیزی را با آب پاکیزه ساختن .

فرهنگ فارسی

نشستن
پاک کردن با آب و پاکیزه کردن و غسل دادن شستشوی .

گویش اصفهانی

تکیه ای: bešuri
طاری: šošt(mun)
طامه ای: šoštan
طرقی: šoštmun
کشه ای: šoštmun
نطنزی: šoštan

مترادف و متضاد

آب‌کشیدن

تطهیر، تغسیل

پاک کردن، چرک‌زدایی

۱. تطهیر، تغسیل
۲. پاک کردن، چرکزدایی
۳. آبکشیدن

wash (فعل)پاک کردن، شستشو دادن، شستن، غسل ارتماسی دادنscour (فعل)جستجو کردن، زدودن، پرداخت کردن، تکاپو کردن، تطهیر کردن، شستن، صیقلی کردن، صابون زدنleach (فعل)شستن، از صافی گذراندن، صافی کردنdeterge (فعل)پاک کردن، زدودن، شستنlauthornder (فعل)شستن، گازری کردن، شسته شدنelute...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شستن به معنی پاک کردن چیزی از آلودگی با آب گفته می شود.شستن گاهی به جهت تحصیل طهارت و پاکی از حدث است که با وضو و غسل انجام می شود و گاهی به جهت تحصیل طهارت از خبث (نجاست) که با شستن شی ء نجس با شرایطی خاص تحقق می یابد. گاهی نیز به جهت تحصیل معنای عرف ی آن؛ یعنی تمیز کردن چیزی آلوده به غیر نجاست به وسیله آب است. مراد از شستن در این مدخل کاربرد سوم آن است که از آن به مناسبت در بابهای طها...

واژه نامه بختیاریکا

شُشتِن؛ شووه کردن؛ ور ششتن

کلمات مرتبط

  • شستن دست ها
  • غبار شستن
  • غبار فرو شستن
  • گناه شستن
  • با سر و صدا چیزی را شستن
  • با چلپ و چلوپ شستن
  • جای شستن ظروف کثیف اشپزخانه
  • دست ورو شستن
  • سر شستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات