کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شریک-کردن | کلماتور
معنی کلمه : شریک کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈarik kˈardan/
تلفظ :
[S'aRik k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شریک شدن یا کردن
شلیک کردن
شریت کردن
شیرک کردن
به صورت شلیک در کردن
شیک پوشی کردن
چه کسی به سرهنگ شلیک کرد
شریک
شریک المال
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
associate
(فعل)
پیوستن، امیزش کردن، مربوط ساختن، شریک کردن، مصاحبت کردن، وابسته کردن، همدم شدن، معاشرت کردن
کلمات مرتبط
شریک شدن یا کردن
شلیک کردن
شریت کردن
شیرک کردن
به صورت شلیک در کردن
شیک پوشی کردن
چه کسی به سرهنگ شلیک کرد
شریک
شریک المال
نظرات