Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شراسیف

تلفظ بین المللی : /ʃarˈɑsif/ تلفظ :‌ [SaR'Asif]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شراریف
  • شاسی
  • شاسی مفصلی
  • شرائف
  • شرابی
  • شراحی
  • شراخی
  • شراذیم
  • شراری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شراسیف. [ ش َ ] ( ع اِ ) ج ِ شرسوف. ( منتهی الارب ). سرهای استخوانهای پهلو که سوی شکم باشند و استخوانهای نرم که در پهلو باشند. ( غیاث اللغات ). سرهای پهلوها را گویند ( و مراد از پهلو دنده است ) : آنچه اندر تن ، باریک است نامشان شراسیف ، ای سر پهلوان. ( التفهیم ). بر معده و شراسیف چیزهای گرم برنهادن چون ارزن گرم کرده و نمک سوده گرم کرده. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و رجوع شود به شرسوف. || بلا و اول سختی....

فرهنگ فارسی

جمع شرسوف سر های استخوانهای پهلو که سوی شکم باشند و استخوانهای نرم که در پهلو باشند .

کلمات مرتبط

  • شراریف
  • شاسی
  • شاسی مفصلی
  • شرائف
  • شرابی
  • شراحی
  • شراخی
  • شراذیم
  • شراری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات