Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شد و امد

تلفظ بین المللی : /ʃˈod vˈa ˈaːmd/ تلفظ :‌ [S'od v'a 'a:md]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شد و آمد
  • شد و امد کردن
  • شد و آمد کردن
  • امد و شد
  • امد و شد زیاد
  • امد و شد کردن
  • پر امد و شد
  • آمد و شد
  • شد و مد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( شد و آمد ) شد و آمد. [ ش ُ دُ م َ ] ( ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) شدآمد. آمد و شد. رفت و آمد. تردد : چنان فروگرفت قلعه را که آفریده شد و آمد نتوانست کرد. ( تاریخ طبرستان ). مسالک و مهالک امن گشاده داریم تا تجار فارغ و ایمن شد و آمدی مینمایند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

( شد و آمد ) شد آمد آمد و شد رفت و آمد

کلمات مرتبط

  • شد و آمد
  • شد و امد کردن
  • شد و آمد کردن
  • امد و شد
  • امد و شد زیاد
  • امد و شد کردن
  • پر امد و شد
  • آمد و شد
  • شد و مد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات