معانی کلمه : امد و شد
لغت نامه دهخدا
( آمد و شد ) آمد و شد. [ م َ دُ ش ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) آمد و رفت. رفت و آمد. اختلاف. ترجرج. تردّد. تطوّح. مراوده.
فرهنگ فارسی
( آمد و شد ) ( مصدر ) آمد و شد تردد مراوده ایاب و ذهاب آمد رفت .
مترادف و متضاد
traffic (اسم)
کالا، کسب، مخابره، رفت و آمد، ترابری، ترافیک، عبور و مرور، وسائط نقلیه، امد و شد، شد و آمد
