شتالنگ. [ ش ِ ل َ ] ( اِ ) اشتالنگ. قاب. غاب. کعب. پجول. بژول. پژول. استخوان بجول پا را گویند و آن استخوانی باشد که در میان بندگاه پا و ساق واقع است و به عربی کعب خوانند. ( برهان ). استخوانی را گویند که در میان پا و ساق واقع است و آن را بجول نیز خوانند و به عربی کعب خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). کعب پای ، بژول نیز گویند. ( اوبهی ). چنگاله کوب. پژول. ( زمخشری ). کعب پای. کعب بود. پژول. ( حاشیه لغت فر...
فرهنگ عمید
اشتالنگ#NAME?
= اشتالنگ
فرهنگ معین
(ش لَ ) (اِ. ) ۱ - استخوان پاشنة پا، کعب . ۲ - بجول که با آن قمار کنند.
فرهنگ فارسی
اشتالنگ ۱ - استخوان پاشنه پا کعب بجول بژول وژول . ۲ - بجول که با آن قمار کنند . ۳ - تار ابریشمی ( ساز و غیره ) .