Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شالنگی

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑlenˌeɡi/ تلفظ :‌ [S'Alen,egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • روبه شانگی
  • شالنگ
  • شازنگی
  • شلنگی جوش
  • موتور شاهنگی
  • چهار شانگی
  • شالنجی
  • حمید شاهنگیان
  • شهرستان شانگیوو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شالنگی. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شالنگ. ریسمان تابنده و موتاب را گویند و آن شخصی باشد که بجهت خیمه و امثال آن ریسمان بتابد. ( برهان قاطع ). ریسمان تاب. ( فرهنگ جهانگیری ) : آه کز استیلای نفس شالهنگ همچو شالنگی است واپس رفتنم.غضایری رازی ( از فرهنگ جهانگیری ).لواف. ( برهان ). || ( حامص ) عمل شالنگ. ریسمان بافی. لوافی. موتابی جهت خیمه و جزآن. ( از ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) جا ومحل ریسمان تاب...

فرهنگ عمید

موتاب، ریسمان تاب: وه کز استیلای نفس شالهنگ / همچو شالنگی ست واپس رفتنم (غضائری: لغت نامه: شالنگی ).

فرهنگ معین

(لَ ) (ص نسب . اِمر. ) موتاب ، ریسمان - تاب ، کسی که ریسمان جهت خیمه و مانند آن تابد.

کلمات مرتبط

  • روبه شانگی
  • شالنگ
  • شازنگی
  • شلنگی جوش
  • موتور شاهنگی
  • چهار شانگی
  • شالنجی
  • حمید شاهنگیان
  • شهرستان شانگیوو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات