Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شامته

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑmetˌeː/ تلفظ :‌ [S'Amet,e:]
لغت نامه دهخدا
  • سخت شامه
  • شامت
  • شامه
  • شامه آماس
  • شامه برونی
  • شامه تود
  • شامه تود تنده رگی
  • شامه سنج
  • شامه ـ نخاع برونی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شامتة. [ م ِ ت َ ] (ع ص ) مؤنث شامت . زنی که بغم دشمن شادی کند. ج ، شامتات و شوامت . (ناظم الاطباء). || (اِ) چهارپای . ستور. یقال : لاترک اﷲ له شامتة؛ ای قائمة. (از اقرب الموارد). ج ، شوامت . (منتهی الارب ) (متن اللغة).

( شامتة ) شامتة. [ م ِ ت َ ] ( ع ص ) مؤنث شامت. زنی که بغم دشمن شادی کند. ج ، شامتات و شوامت. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) چهارپای. ستور....

کلمات مرتبط

  • سخت شامه
  • شامت
  • شامه
  • شامه آماس
  • شامه برونی
  • شامه تود
  • شامه تود تنده رگی
  • شامه سنج
  • شامه ـ نخاع برونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات