Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاعره

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑʔerˌeː/ تلفظ :‌ [S'A?eR,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اورفه شاعر
  • شاره
  • شاره 1
  • شاره 2
  • شاره فروشکنی
  • شاره های فلزکاری
  • شاره های نیمه شیمیایی
  • شاره های نیمه مصنوعی
  • شاعر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شاعرة. [ ع ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث شاعر. زنی که شعر گوید. (ناظم الاطباء). زن شاعر قافیه گوی . (مهذب الاسماء). ج ، شَواعِر و شاعرات . رجوع به شاعر شود. || کلمة شاعرة؛ ای قصیدة. (تاج العروس ). || (اِ) نشانهای حج و طاعتها که آنجا کنند. (مهذب الاسماء). رجوع به شعار و شعارالحج شود.

( شاعرة ) شاعرة. [ ع ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث شاعر. زنی که شعر گوید. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ عمید

شاعر#NAME?

= شاعر

فرهنگ معین

(عِ رَ یا رِ ) [ ع . شاعرة ] (اِفا. ) زنی که شعر گوید.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث شاعر زن چامه سرا زنی که شعر گوید جمع : شاعرات . یا قوه ( قوت ) شاعره . قوه رداکه شعور .

مترادف و متضاد

poetess (اسم)
شاعره

کلمات مرتبط

  • اورفه شاعر
  • شاره
  • شاره 1
  • شاره 2
  • شاره فروشکنی
  • شاره های فلزکاری
  • شاره های نیمه شیمیایی
  • شاره های نیمه مصنوعی
  • شاعر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات