Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیرغان

تلفظ بین المللی : /sirˈaq1ɑn/ تلفظ :‌ [siR'aq1An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سیران
  • سیرجان
  • سیرجان کهنه
  • سیرجانی
  • سیردان
  • سیروانی
  • کانی سیران
  • زیداباد سیرجان
  • سعیدی سیرجانی علی اکبر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

سیرغان. ( اِخ ) دهی است ازدهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار. دارای 371 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات ، کنجد و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بخش جغتای شهرستان سبزوار .

دانشنامه عمومی

سیرغان، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان جوین استان خراسان رضوی ایران.از مهمترین اشخاص برجسته این روستا میتوان به لوکاپاچولی پدر علم حسابداری اشاره کرد.این روستا در دهستان مرکزی (جوین) قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۷۵ نفر (۷۲ خانوار)بوده است.wiki: سیرغان...

کلمات مرتبط

  • سیران
  • سیرجان
  • سیرجان کهنه
  • سیرجانی
  • سیردان
  • سیروانی
  • کانی سیران
  • زیداباد سیرجان
  • سعیدی سیرجانی علی اکبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات