معانی کلمه : سیحان
لغت نامه دهخدا
سیحان. [ س َ ی َ ] ( ع مص ) رفتن در زمین جهت عبادت. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). در زمین رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || روان شدن آب بر روی زمین. ( از اقرب الموارد ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
رودخانه ایست در ترکیه که از کوههای جنوبی آن کشور سرچشمه گرفته در خلیج اسکندرون ببحرالروم ( مدیترانه ) ریزد .
رفتن در زمین جهت عبادت در زمین رفتن
رفتن در زمین جهت عبادت در زمین رفتن
