سبحان . [ س ُ ] (ع مص ) پاک کردن خدا را از بدی . (غیاث ). سبحان اﷲ گفتن . (از اقرب الموارد). رجوع به سبحان اﷲ شود.
سبحان . [ س َ ] (اِخ ) بطنی از قبیله ٔ جنب . (از صبح الاعشی ج 1 ص 326).
(تلفظ: sobhān) (عربی) پاک ، منزه ؛ از نامهای خداوند .
صفت
تنزیه
پاک، منزه
تنزیه کردن
پاک بودن، پاکیزه کردن
سبحاناله گفتن، خدا را به پاکییاد کردن
۱. تنزیه
۲. تنزیه کردن
۳. سبحاناله گفتن، خدا را به پاکییاد کردن
۴. پاک بودن، پاکیزه کردن
۵. پاک، منزه