کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سیار بودن
تلفظ بین المللی :
/sˈajjɑr bˈuːdan/
تلفظ :
[s'ajjAR b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سایر بودن
بر خر مراد سوار شدن یا بودن
در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
سق سیاه داشتن یا سق کسی سیاه بودن
کسی که بدون بلیط سوار شود
بدنال د لا سیرا
سیار
سیار پرویز
سیار پیروز
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
itinerate
(فعل)
گردش کردن، سیار بودن، مسافرت تبلیغاتی کردن
کلمات مرتبط
سایر بودن
بر خر مراد سوار شدن یا بودن
در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
سق سیاه داشتن یا سق کسی سیاه بودن
کسی که بدون بلیط سوار شود
بدنال د لا سیرا
سیار
سیار پرویز
سیار پیروز
نظرات