سی . [ سی ی ] (ع ص ، اِ) مثل . مانند. || جای هموار و برابر. (منتهی الارب ).
سی ٔ. [ س َی ْءْ ] (ع اِ) شیر گردآمده در اطراف پستان پیش از دوشیدن . (منتهی الارب ).
سی . [ س َ ] (اِ) سنگ را گویند و به عربی حجر خوانند. (آنندراج ) (برهان ) (جهانگیری ).
(سَ یا س ) (اِ.) سنگ .
[ په . ] (اِ.) سه برابر ده (30).
[ فر. ] (اِ.) هفتمین نُت موسیقی .
برای
(با کسره سین که به نظر میرسد هم ریشه seeدر انگلیسی باشد) نگاه کردن - دیدن
برای
۱عدد سی ۲گوشه
۱تپه – کوه منفرد بلندی ۲سوی – طرف ۳سمی
برای
تکیه ای: si
طاری: si
طامه ای: si
طرقی: si
کشه ای: si
نطنزی: si