کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سکون-کردن | کلماتور
معنی کلمه : سکون کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈokuːn kˈardan/
تلفظ :
[s'oku:n k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در ستون بستانکار وارد کردن
سکوت کردن
سکونت کردن
سکوی کربناتی
سکون
سکون گرفتن
سکون یافتن
سکون شناسی
حالت سکون
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
live
(فعل)
زیستن، سکون کردن، منزل کردن، زندگی کردن، زنده بودن
bide
(فعل)
تحمل کردن، در جایی باقی ماندن، در انتظار ماندن، بکاری ادامه دادن، بخود هموار کردن، سکون کردن
کلمات مرتبط
در ستون بستانکار وارد کردن
سکوت کردن
سکونت کردن
سکوی کربناتی
سکون
سکون گرفتن
سکون یافتن
سکون شناسی
حالت سکون
نظرات