معانی کلمه : سکوت کردن
مترادف و متضاد
دمفروبستن، خاموش ماندن، خاموشی گزیدن، خاموش شدن ≠ سکوت شکستن
واژه نامه بختیاریکا
زُو مِن دُهُو نُهادن ( بردن ) ؛ دَر نُهادن؛ زِ زُو وَستِن
گلامووگِریدِن
گُنگلاس کردن
گلامووگِریدِن
گُنگلاس کردن

دمفروبستن، خاموش ماندن، خاموشی گزیدن، خاموش شدن ≠ سکوت شکستن