Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سکته ور

تلفظ بین المللی : /sˈekteː vˈar/ تلفظ :‌ [s'ekte: v'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ور سته
  • بد سکتور
  • سکتور
  • سکتور بوت
  • سکتور ویرجینیای غربی
  • سیلندر هد سکتور
  • سکته
  • سکته دار
  • سکته ء ناقص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سکته ور. [ س َ ت َ / ت ِ وَ ] ( ص مرکب ) آنکه عیب سکته داشته باشد وآن را به تازی سکوت خوانند. ( آنندراج ) :
پای خردم ز سنگ جهال
اعرج شد و سکته ور شد اقوال.
درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که بیماری سکته داشته باشد.

کلمات مرتبط

  • ور سته
  • بد سکتور
  • سکتور
  • سکتور بوت
  • سکتور ویرجینیای غربی
  • سیلندر هد سکتور
  • سکته
  • سکته دار
  • سکته ء ناقص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات