معانی کلمه : سکته ور
لغت نامه دهخدا
سکته ور. [ س َ ت َ / ت ِ وَ ] ( ص مرکب ) آنکه عیب سکته داشته باشد وآن را به تازی سکوت خوانند. ( آنندراج ) :
پای خردم ز سنگ جهال
اعرج شد و سکته ور شد اقوال.
پای خردم ز سنگ جهال
اعرج شد و سکته ور شد اقوال.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که بیماری سکته داشته باشد.
