Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپیدنامه

تلفظ بین المللی : /sˌepidnˈɑmeː/ تلفظ :‌ [s,epidn'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بهروز سپیدنامه
  • سپیدجامه
  • سپیدنامگی
  • سفیدنامه
  • حمید سپیدنام
  • سپیدجامگان
  • سپیدفام
  • سپیدمهره
  • سپیدمهره دمیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپیدنامه. [ س َ / س ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم صالح و پرهیزکار و درستکار. ( برهان ) ( آنندراج ). صالح درستکار چنانکه سیه نامه فاسق و بدکار. ( رشیدی ).

فرهنگ عمید

شخص پرهیزکار و مؤمن و درست کار.

فرهنگ فارسی

کنایه ازشخص پرهیزکارومومن ودرستکار، ضدسیاه

کلمات مرتبط

  • بهروز سپیدنامه
  • سپیدجامه
  • سپیدنامگی
  • سفیدنامه
  • حمید سپیدنام
  • سپیدجامگان
  • سپیدفام
  • سپیدمهره
  • سپیدمهره دمیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات