سپیدجامگان. [ س َ / س ِ م َ / م ِ ] ( اِخ ) سفیدپوشان. ( آنندراج ). || آتش پرستان. مبیضه ، از اصحاب مقنع. مقابل سیاه جامگان که عباسیان باشند. از بیعت کنندگان مقنع که آنان را بیض الثیاب و مبیضه یا مقنعه نیز گویند، از فِرَق مشبهه شیعه میباشند که بدان سوی جیحون پدید آمدند و پیشوای ایشان مقنع مردی یک چشم و گازر از مردم روستای کازه کیمن دات بود که اندکی از دانش هندسه و نیرنجات همی دانست و نخست بر دین ر...
دانشنامه آزاد فارسی
سِپیدجامگان(یا: مُقَنَّعیه؛ مُبَیَّضه ) نام پیروان مُقَنَّع خراسانی. ابن خلّکان نام مُقَنع را عطا یا حکیم گفته و خواندمیر او را حکیم بن عطا و لقبش را هاشم ذکر کرده است. وی به سبب زشتی چهره همیشه صورت خود را در زیر نقابی ازحریر سبز پنهان می کرد و بدین سبب او را «اَلْمُقَنع» نامیدند. او در مرو قیام کرد و سپس به ماوراءُالنَّهر و از آن جا در کنار شهرکَش در درون قلعه ای مستحکم جای گرفت و گروهی به او گر...