معانی کلمه : سپید افتادن
لغت نامه دهخدا
سپید افتادن. [ س َ / س ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) سپید افتادن کوکب ؛ مسعود شدن بخت. ( آنندراج ) :
کوکبم از قهر روزیها سفید افتاده است
میکند تسخیر دل اشکم رشید افتاده است.
کوکبم از قهر روزیها سفید افتاده است
میکند تسخیر دل اشکم رشید افتاده است.
فرهنگ فارسی
سپید افتادن کوکب مسعود شدن بخت
