Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپید افتادن

تلفظ بین المللی : /sˈepid oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [s'epid oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سپید
  • سپید امدن
  • سپید بالا
  • سپید بر
  • سپید جنگل
  • سپید خوار
  • سپید دز
  • سپید دیو
  • سپید رود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپید افتادن. [ س َ / س ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) سپید افتادن کوکب ؛ مسعود شدن بخت. ( آنندراج ) :
کوکبم از قهر روزیها سفید افتاده است
میکند تسخیر دل اشکم رشید افتاده است.
میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سپید افتادن کوکب مسعود شدن بخت

کلمات مرتبط

  • سپید
  • سپید امدن
  • سپید بالا
  • سپید بر
  • سپید جنگل
  • سپید خوار
  • سپید دز
  • سپید دیو
  • سپید رود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات