سپید. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) (دیو...) نام دیوی که رستم بمازندرانش کشته . (شرفنامه ). و رجوع به دیو سپید شود.
سپید. [ س َ / س ِ ] ( ص ) اسپید. اسفید. سفید. سپی. اوستا «سپئتا» ( سپید )، پهلوی «سپت » ، شکل جنوب غربی «سئتا» از «ست » ، ارمنی عاریتی و دخیل «سپیتاک » ، هندی باستان «سوِت » ( درخشان ، سفید ) کردی عاریتی و دخی...
فرهنگ عمید
سفید#NAME?
= سفید
فرهنگ معین
(س یا سَ ) (ص . ) = اسپید. اسفید: سفید.
فرهنگ فارسی
سفید ۱ - ( صفت ) سفید ابیض مقابل سیاه اسود . یا سپید و سیاه . ۱ - روز و شب . ۲ - نیک وبد . ۳ - پارسی و تازی . ۲ - روشن درخشان . ۳ - نوعی اسب سفید . دیو نام دیوی که رستم بمازندرانش کشته
دانشنامه عمومی
سپید (روزنامه). سپید هفته نامه ای است که توسط مؤسسهٔ خصوصی ابن سینای بزرگ و برای شاغلین و فعالان عرصهٔ بهداشتی و درمانی کشور منتشر می شد و توزیع عمومی نداشت. این نشریه از سال ۱۳۹۳ تبدیل به اولین روزنامه پزشکی کشور شد. سپید بنا به ادعای وب گاه مؤسسهٔ ابن سینا، پرتیراژترین نشریهٔ پزشکی کشور است.وب گاه نشریهٔ سپیدwiki: سپید (روزنامه)...