کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوزنکاری | کلماتور
معانی کلمه : سوزنکاری
تلفظ بین المللی :
/sˌuzankˈɑri/
تلفظ :
[s,uzank'ARi]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سوزن کاری
سوارکاری
سوارکاری سه روزه
سوزنگری
سَوانگاری
سَوانگاری اندازه ای
سَوانگاری برجذب ریشالی
سَوانگاری تبادل یونی
سَوانگاری تمایلی
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
سوزن زدن به پارچه، نقش و نگار انداختن در پارچه به وسیلۀ سوزن، ریزدوزی.
فرهنگ معین
(زَ ) (حامص . ) ریزدوزی و نقش و نگار انداختن روی پارچه با سوزن .
فرهنگ فارسی
سوزن زدن بپارچه، نقش ونگارانداختن درپارچه
ریز دوزی و ایجاد گل و بته به وسیله سوزن در روی پارچه .
مترادف و متضاد
embroidery
(اسم)
قلاب دوزی، سوزنکاری
fancywork
(اسم)
حاشیه دوزی، برودره دوزی، سوزنکاری، توری دوزی
کلمات مرتبط
سوزن کاری
سوارکاری
سوارکاری سه روزه
سوزنگری
سَوانگاری
سَوانگاری اندازه ای
سَوانگاری برجذب ریشالی
سَوانگاری تبادل یونی
سَوانگاری تمایلی
نظرات