کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سوزش دادن
تلفظ بین المللی :
/sˈuːzaʃ dˈɑdan/
تلفظ :
[s'u:zaS d'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سازش دادن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
سوزش
سوزش اور
سوزش دار
سوزش معده
سوزش ناگهانی
سوزش کردن
سوزش سر دل
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
irritate (فعل)برانگیختن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عصبانی کردن، سوزش دادنinflame (فعل)سوزاندن، سوزش کردن، به هیجان اوردن، بر افروختن، دارای اماس کردن، ملتهب کردن، اتش گرفتن، عصبانی و ناراحت کردن، مشتعل کردن، سوزش دادن...
کلمات مرتبط
سازش دادن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
سوزش
سوزش اور
سوزش دار
سوزش معده
سوزش ناگهانی
سوزش کردن
سوزش سر دل
نظرات