معانی کلمه : سازش دادن
لغت نامه دهخدا
سازش دادن. [ زِ دَ] ( مص مرکب ) صلح دادن. آشتی ایجاد کردن. سازش ایجادکردن. توافق ایجاد کردن. رفع کدورت و اختلاف کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صلح دادن آشتی دادن ایجاد توافق بین دو یا چند تن کردن .
مترادف و متضاد
۱. سازگار ساختن، سازگار کردن، جور کردن، متجانس کردن، وفق دادن
۲. همآهنگ کردن، تطبیق دادن، آشتی دادن، صلح دادن، موافق ساختن
