Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوخته

تلفظ بین المللی : /sˈuxteː/ تلفظ :‌ [s'uxte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاد
  • سوخته بال
  • سوخته بید
  • سوخته دل
  • سوخته زار
  • سوخته شدن
  • سوخته نگار
  • سوخته نگاره
  • سوخته نگاری
  • سوخته نگاشتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سوخته.[ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) هر چیز که آتش در آن افتاده باشد. ( برهان ). هر چیز آتش گرفته. هر چیز که آتش درآن افتاده باشد. محروق. ( ناظم الاطباء ) : کنون کنده و سوخته خانه هاشان همه بازبرده بتابوت و زنبر.رودکی.کوفته را کوفتند و سوخته را سوخت وین تن پیخسته را بقهر بپیخست.کسایی.عقیق از شبه آتش افروخته شبه گشته ز آتش سیه سوخته.نظامی. || تافته. سخت تشنه : تشنه سوخته بر چشمه روشن چو رسیدتو مپندار ...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که آتش در آن افتاده، آتش گرفته.۲. [مجاز] محنت کشیده و آزاردیده.۳. (اسم، صفت ) [مجاز] کسی که عشق و سوزی داشته باشد.۴. (اسم ) جسمی سیاه رنگ که از دود تریاک در حقۀ وافور جمع می شود وبعد آن را تبدیل به شیره می کنند.۵. (اسم ) [قدیمی] از گنج های خسروپرویز: دگر گنج کش خواندی سوخته / کزآن گنج بُود کشور افروخته (فردوسی: ۸/۲۹۷ ).۶. [مجاز] پررنگ، تیره....

فرهنگ معین

(سُ خْ تِ ) (ص مف . ) ۱ - هر چیز آتش گرفته ، محترق . ۲ - مجازاً آزار کشیده ، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق .

فرهنگ فارسی

آزمند
جسمی سیاه رنگ ازدودتریاک درحلقه وافورجمع شود
( اسم ) ۱ - هر چیز آتش گرفته محترق ۲ - آزار کشیده محنت رسیده ( از حوادث دوران عشق ) . ۳ - لته ورکوی آتش گرفته که بدان آتش از آتش زنه گیرند حراقه . ۴ - ( در عثمانی ) طالب علم جمع : سوختگان . ۵ - محترق سوختنن . ۶ - ثفل شراب .

دانشنامه عمومی

سوخته در اصلاح عامیانه و در رابطه با مشتقات تریاک به باقیمانده کربنیته شده تریاک که در هنگام تدخین (کشیدن) در آلت استعمال که متداول ترین آن بافور (یک نوع آلت متداول و قدیمی کشیدن تریاک) هست و در قسمت حقه سفالی، سرامیکی یا چینی آن از طریق سوراخ کوچکی که در موقع آتشخور شدن تریاک به کمک ذغال گداخته در زمان تدخین (کشیدن) از طریق سوراخ ریز در حقه به صورت ماده خشک و سیاه رنگ جمع می گردد گفته می شود.این ...

نقل قول

سوخته (فیلم). سوخته (به انگلیسی: BURNET) یک فیلم کمدی درام به کارگردانی جان ولز و نوشته استیون نایت می باشد. این فیلم در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵ توسط کمپانی وینستون عرضه شد.
•
wikiquote: سوخته_(فیلم)

گویش مازنی

تفاله ی تریاک کشیده شده در وافور که در طب سنتی برای رفع سرماخوردگی ...

/sooKhte/ تفاله ی تریاک کشیده شده در وافور که در طب سنتی برای رفع سرماخوردگی و اسهال مورد استفاده قرار می گرفت

مترادف و متضاد

محترق

گداخته

بربادرفته

باخته، ناکام

آفتاب‌زده، تیره

شیفته، شیدا، عاشق

سوخته‌جان، سوخته‌دل

آتش‌گرفته، خاکسترشده

محنت‌کشیده، زجرکشیده

شیره، شیره تریاک، جرم‌تریاک

عطش‌زده، خشک، بی‌آب (زمین و )

۱. آتشگرفته، خاکسترشده ۲. گداخته ۳. محترق ۴. بربادرفته ۵. باخته، ناکام ۶. محنتکشیده، زجرکشیده ۷. شیفته، شیدا، عاشق ۸. سوختهجان، سوختهدل ۹. عطشزد...

کلمات مرتبط

  • سوخته بال
  • سوخته بید
  • سوخته دل
  • سوخته زار
  • سوخته شدن
  • سوخته نگار
  • سوخته نگاره
  • سوخته نگاری
  • سوخته نگاشتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات