معانی کلمه : سوخته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(سُ خْ تِ ) (ص مف . ) ۱ - هر چیز آتش گرفته ، محترق . ۲ - مجازاً آزار کشیده ، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق .
فرهنگ فارسی
آزمند
جسمی سیاه رنگ ازدودتریاک درحلقه وافورجمع شود
( اسم ) ۱ - هر چیز آتش گرفته محترق ۲ - آزار کشیده محنت رسیده ( از حوادث دوران عشق ) . ۳ - لته ورکوی آتش گرفته که بدان آتش از آتش زنه گیرند حراقه . ۴ - ( در عثمانی ) طالب علم جمع : سوختگان . ۵ - محترق سوختنن . ۶ - ثفل شراب .
( اسم ) ۱ - هر چیز آتش گرفته محترق ۲ - آزار کشیده محنت رسیده ( از حوادث دوران عشق ) . ۳ - لته ورکوی آتش گرفته که بدان آتش از آتش زنه گیرند حراقه . ۴ - ( در عثمانی ) طالب علم جمع : سوختگان . ۵ - محترق سوختنن . ۶ - ثفل شراب .
دانشنامه عمومی
نقل قول
سوخته (فیلم). سوخته (به انگلیسی: BURNET) یک فیلم کمدی درام به کارگردانی جان ولز و نوشته استیون نایت می باشد. این فیلم در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵ توسط کمپانی وینستون عرضه شد.
•
•
wikiquote: سوخته_(فیلم)
گویش مازنی
تفاله ی تریاک کشیده شده در وافور که در طب سنتی برای رفع سرماخوردگی ...
/sooKhte/ تفاله ی تریاک کشیده شده در وافور که در طب سنتی برای رفع سرماخوردگی و اسهال مورد استفاده قرار می گرفت
مترادف و متضاد
محترق
گداخته
بربادرفته
باخته، ناکام
آفتابزده، تیره
شیفته، شیدا، عاشق
سوختهجان، سوختهدل
آتشگرفته، خاکسترشده
محنتکشیده، زجرکشیده
شیره، شیره تریاک، جرمتریاک
عطشزده، خشک، بیآب (زمین و )
