معانی کلمه : سهو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خطا، اشتباه غیرعمدی.
۲. (اسم مصدر ) فراموشی، غفلت.
۲. (اسم مصدر ) فراموشی، غفلت.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) فراموش کردن . ۲ - خطاکردن . ۳ - (اِمص . ) فراموشی . ۴ - خطا. ، ~القلم لغزش قلم و اشتباه در تحریر.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اشتباه، خبط، خطا، سقط ≠ صواب
۱. اشتباه، خبط، خطا، سقط ≠ صواب
۲. سقیم، غلط، نادرست، ناصواب ≠ درست، صحیح، صواب
۳. لغزش
۴. نسیان، غفلت، فراموشی
۵. فراموش کردن
۶. خبط کردن، خطا کردن ≠ صواب
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ؛ ( ت ) ایهاوند زراس وند؛ ( ط ) دورکی
گُنج
گُنج
