کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سهو-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سهو کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈahv kˈardan/
تلفظ :
[s'ahv k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
این سو و ان سو حرکت کردن
به سه بخش تقسیم کردن
به سه قسمت تقسیم کردن
در سه نسخه تهیه کردن
سه بخش کردن
سه برابر کردن
سه زاویه ای کردن
سه لا کردن
سه گوش کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سهو کردن. [ س َهَْوْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اشتباه کردن :
نقطه عشق نمودم بتو هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی.
حافظ.
رجوع به سهو شود.
فرهنگ فارسی
اشتباه کردن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
mistake (فعل)اشتباه کردن، سهو کردن، خطا کردن، خبط کردن، درست نفهمیدنblunder (فعل)اشتباه کردن، کوکورانه رفتن، سهو کردن، دست پاچه شدن و بهم مخلوط کردنmake an error (فعل)سهو کردن، خطا کردنmake a mistake (فعل)سهو کردن...
کلمات مرتبط
این سو و ان سو حرکت کردن
به سه بخش تقسیم کردن
به سه قسمت تقسیم کردن
در سه نسخه تهیه کردن
سه بخش کردن
سه برابر کردن
سه زاویه ای کردن
سه لا کردن
سه گوش کردن
نظرات