Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سهل گرفتن

تلفظ بین المللی : /sˈahl ɡerˈeftan/ تلفظ :‌ [s'ahl geR'eftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خیلی سهل گرفتن
  • سال گرفتن
  • سیل گرفتن
  • سال گرفتی
  • سه طلاق گفتن
  • سیل اب گرفتگی
  • رفتن انجا که سال دیگر با برف پایین بیاید
  • سهل
  • سهل العبور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سهل گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ]( مص مرکب ) آسان گرفتن. مساهله. مسامحه :
چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیشش آید سهل گیرد.
سعدی.

فرهنگ فارسی

آسان گرفتن مساهله مسامحه

مترادف و متضاد

سهل‌انگاشتن، کم‌اهمیت فرض کردن، ساده گرفتن، آسان انگاشتن


کلمات مرتبط

  • خیلی سهل گرفتن
  • سال گرفتن
  • سیل گرفتن
  • سال گرفتی
  • سه طلاق گفتن
  • سیل اب گرفتگی
  • رفتن انجا که سال دیگر با برف پایین بیاید
  • سهل
  • سهل العبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات