Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سنجده

تلفظ بین المللی : /sendʒˈedeː/ تلفظ :‌ [sendZ'ede:]
لغت نامه دهخدا
  • اندیس سنجده
  • اندیس سنجده 1
  • اندیس سنجده 2
  • زیست سنجه
  • ساجده
  • سجده
  • سجده اوردن
  • سجده بردن
  • سجده کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سنجده. [ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان افشاریه بخش آوج شهرستان قزوین. دارای 149 تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت ، قالی و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

کلمات مرتبط

  • اندیس سنجده
  • اندیس سنجده 1
  • اندیس سنجده 2
  • زیست سنجه
  • ساجده
  • سجده
  • سجده اوردن
  • سجده بردن
  • سجده کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات