سمن . [ س َ ] (ع مص ) تر کردن طعام بر روغن . || طعام چرب خورانیدن قوم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
سمن . [ س ِ م َ ] (ع اِمص ) فربهی . (غیاث ) (دهار) (ناظم الاطباء). || چربی . (ناظم الاطباء). || (مص ) فربه شدن . (آنندراج ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
یاسمین#NAME?
فربه شدن؛ چاق شدن؛ فربهی؛ چاقی.
(سَ مَ) [ په . ] (اِ.) یاسمن .
(س مَ) [ ع . ] (اِمص .) فربهی ، چاقی .
← سازمان مردمنهاد
۱اسب زرد ۲سیمان
(تلفظ: saman) نام گیاهی (رازقی) ، یاسمن ؛ (در قدیم) (به مجاز) چهرهی سفید و لطیف و همینطور بوی خوش .
۱. یاسمن، یاسمین
۲. شبدر