Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سما کاره

تلفظ بین المللی : /samˈɑ kˈɑreː/ تلفظ :‌ [sam'A k'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سم سم کار
  • سوا دسه کار
  • سماکاره
  • سماکار
  • سماکاری
  • عباس سماکار
  • سما
  • سما حال
  • سما مقم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سماکاره. [ س َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ،اِ مرکب ) سبوکش میخانه. ( آنندراج ) ( برهان ). || مطلق خدمتکار. ( برهان ) ( آنندراج ) :
از پی کسب و شرف پیش بناگوش و لبش
ماه دیدم رهی و زهره سماکاره دوست.
سنایی ( دیوان چ مصفا ص 398 ).
آنکه او شاه بخردان باشد
کی سماکاره روان باشد.
سنایی.
رجوع به سماکار شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - خدمتکار شرابخانه سبو کش میخانه . ۲ - مطلق خدمتکار .

کلمات مرتبط

  • سم سم کار
  • سوا دسه کار
  • سماکاره
  • سماکار
  • سماکاری
  • عباس سماکار
  • سما
  • سما حال
  • سما مقم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات