معانی کلمه : سلیله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرزند اناث، دختر.
فرهنگ معین
(سَ لَ یا لِ ) [ ع . سلیلة ] (اِ. ) دختر.
فرهنگ فارسی
(اسم ) دختر .
دختر . دخت . یا ماهی دراز
دختر . دخت . یا ماهی دراز
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: salile) (عربی) (در قدیم) دختر ، دخت ، فرزندِ دختر .
اسم: سلیله (دختر) (عربی) (تلفظ: salile) (فارسی: سَليله) (انگلیسی: salile)
معنی: دخت، فرزندِ دختر، ( در قدیم ) دختر
معنی: دخت، فرزندِ دختر، ( در قدیم ) دختر
مترادف و متضاد
دختر، بنت ≠ ابن، سلیل
