کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سقلمه زدن
تلفظ بین المللی :
/soq1ˈolmeː zˈadan/
تلفظ :
[soq1'olme: z'adan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سُقُلمه زدن
به کفل کسی سقلمه زدن
سقرمه زدن
سقلمه
سُقُلمَه
سقلمه بزوئن
سقلمه چی
شاف و سقلمه
شاف و سقلمه کر
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
ضربت زدن با مشت بسته در حالی که سر انگشت شست از دو انگشت سبابه و وسطی بیرون آمده باشد .
مترادف و متضاد
poke
(فعل)
زدن، بهم زدن، کنجکاوی کردن، سیخ زدن، هل دادن، سقلمه زدن
کلمات مرتبط
سُقُلمه زدن
به کفل کسی سقلمه زدن
سقرمه زدن
سقلمه
سُقُلمَه
سقلمه بزوئن
سقلمه چی
شاف و سقلمه
شاف و سقلمه کر
نظرات