معانی کلمه : سعت
لغت نامه دهخدا
سعت . [ س ِ ع َ ] (ع اِمص )فراخی و گنجایش . (غیاث ). سعة : اما به اعتماد سعت اخلاق بزرگان که چشم از عوایب زیردستان بپوشند و در افشای جرایم کهتران نکوشند. (گلستان سعدی ).
فرهنگ عمید
۱. وسعت یافتن، فراخ گشتن، درگنجیدن.
۲. گشادگی، فراخی.
۳. توانگری.
۴. توانایی.
۲. گشادگی، فراخی.
۳. توانگری.
۴. توانایی.
فرهنگ معین
(س عَ ) [ ع . سعة ] (اِمص . ) ۱ - فراخی ، گشادگی . ۲ - توانگری ، توانایی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گشادگی وسعت فراخی . ۲ - توانگری غنا .
