کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سطح جونده
تلفظ بین المللی :
/sˈath dʒavˈandeː/
تلفظ :
[s'ath dZav'ande:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
پوسیدگی سطح جونده
تماس سطح جونده
سطح
سطح آب بندی طوقه
سطح آب زیرزمینی
سطح آوار
سطح الکل خون
سطح برش
سطح برش زمین لغزه
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
← سطح بَرهمایی
فرهنگستان زبان و ادب
{masticatory surface} [پزشکی-دندان پزشکی] ← سطح بَرهمایی
کلمات مرتبط
پوسیدگی سطح جونده
تماس سطح جونده
سطح
سطح آب بندی طوقه
سطح آب زیرزمینی
سطح آوار
سطح الکل خون
سطح برش
سطح برش زمین لغزه
نظرات