سطح. [ س َ ] ( ع مص ) گسترانیدن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). بگسترانیدن. ( المصادر زوزنی ) ( ترجمان القرآن ). گستردن. ( منتهی الارب ). || بر زمین افکندن. || بر پهلو خوابانیدن. || کوفته و برابر شدن.( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || پهن نمودن چیزی را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( دهار ). || ( اِ ) بام و بالای هر چیزی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رویه. ( فرهنگستان ) ( دهار ). بام. ( مهذب الاسماء ...
فرهنگ عمید
۱. بام. ۲. بالای هرچیزی که پهن و هموار باشد، روی چیزی. ۳. (ریاضی ) مساحت. ۴. میزان، حد: سطح بهداشت در شهر تهران بالاتر است. ۵. دورۀ دوم تحصیلات طلبگی. ۶. [مقابلِ دور] (هنر ) در خوشنویسی، حرکات قلم به صورت افقی، عمودی، مایل.
فرهنگ معین
(سَ طْ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بام . ۲ - روی هر چیز که هموار و پهن باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
سطح (Surface)(یا: رویه) از مفاهیم اصلی هندسه که در هندسه مقدماتی تعریف دقیق ندارد و آن را به صورت یک مفهوم اولیه و تعریف نشده می پذیریم. معمولاً سطح را مرز بین جسم فیزیکی و فضا می دانند که عمق ندارد و دارای دو بُعد است. ساده ترین سطح را «صفحه» plane می گویند که در واقع سطح تخت و مستقیم است. در هر صفحه دست کم سه نقطۀ غیرواقع بر یک خط راست وجود دارد و یا هر سه نقطۀ غیرواقع بر یک خط راست از یک صفحه م...
فرهنگ فارسی
بام، روی چیزی، بالای هرچیزپهن وهموار، سطوح جمع( اسم ) ۱ - بام . ۲ - بالای هر چیز که هموار و پهن باشد . ۳ - جزو خارجی هر جسم. ۴ - آنچه جسم را از فضای محیط جدا کند و آن طول و عرض دارد و عمق ندارد . یا سطح بسیط . سطح مستوی . یا سطح راست . سطحی است که بر دو خط مساوی بگذرد . یا سطح مستوی . آنچه که طول و عرض را قبول کند . ۵ - امری که طولا و عرضا قابل انقسام باشد . یا سطح محدب . سطح رویین جسم . یا سطح مق...
دانشنامه عمومی
در ریاضیات و به خصوص توپولوژی، رویه یا سطح یک منیفولد توپولوژیکی دوبعدی است. سطوح اجسام سه بعدی مانند یک توپ مثال هایی ساده از این اشیاء ریاضی در فضای اقلیدسی ۳بعدی هستند. سطح هایی نیز مانند بطری کلاین وجود دارند که نمی توان آن ها را بدون ایجاد تکینگی یا قطع نمودن خود، در فضای سه بعدی اقلیدسی تصویر کرد.wiki: هنرهای تجسمی مانند نقطه و خط عنصری فاقد حجم است و به صورت مثبت و منفی قابل ادراک می باشد.س...
face (اسم)نما، منظر، سطح، صورت، رخ، لقاء، قیافه، چهره، رو، وجه، قبال، رخسارlevel (اسم)میزان، سطح، تراز، سویه، یک دست، هم تراز، سطح برابر، هدف گیری، الت ترازگیری، ترازسازیarea (اسم)طرف، فضا، حوزه، ناحیه، م...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مرز بیرونی یا برجستهترین مرز هر جسم را سطح گویند. از آن در بابهای طهارت و صلات سخن گفتهاند.← بالا آوردن قبر میت
مستحب است قبر به اندازه چهار انگشت باز تا یک وجب از سطح زمین بالا آورده شود و افزون بر آن مکروه است، مگر آنکه قبر بر اثر ناهمواری سطح زمین همچون شیب دار بودن، به بالا آوردن بیشتر نیاز داشته باشد، مانند اینکه در قسمت بالای زمین، قبر به اندازه یک وجب و در قسمت پایین، بیش از یک...