کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سریری
تلفظ بین المللی :
/sarˈiri/
تلفظ :
[saR'iRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ریحانه سریری
رفتار سیری
سایرین
ستاره سریر
سروری
سرچری
سرچری مفرط
سرچری گزینشی
سرگیری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سریری. [ س َ ] ( ص نسبی ) منسوب بسریر. ( برهان ). || بالینی. ( فرهنگستان ).
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . )۱ - منسوب به سریر. ۲ - معالجات بالینی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به سریر . ۲ - معالجات بالینی .
کلمات مرتبط
ریحانه سریری
رفتار سیری
سایرین
ستاره سریر
سروری
سرچری
سرچری مفرط
سرچری گزینشی
سرگیری
نظرات