کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سایرین | کلماتور
معانی کلمه : سایرین
تلفظ بین المللی :
/sɑjˈerin/
تلفظ :
[sAj'eRin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
سایرینا ایروین
سایریندا فاکس
ساحرین
سارین
سیرین
منازل السائرین
سیریناپذیر
سارینن ارو
سارینن الیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
سائرین. [ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ سائر، در حالت نصبی و جری. رجوع به سائر شود.
سایرین. [ ی ِ ری ] ( ع اِ ) ج ِ سایر. دیگران. رجوع به سائرین و سائر شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع سایر اشخاص دیگر دیگران : خانمها با کالسکه روان گشتند و سایرین هم داخل خانه شدند .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
دیگران، افراد دیگر، اشخاص دیگر ≠ همانها، همینها
rest (اسم)سامان، استراحت، اسایش، نتیجه، باقی، باقی مانده، تکیه، رستی، بقایا، فراغت، تجدید قوا، سایرین، دیگران، الباقی، موقعیت سکونremainder (اسم)باقی، باقی مانده، پس مانده، فضله، سایرین...
فرهنگ فارسی ساره
دیگران
کلمات مرتبط
سایرینا ایروین
سایریندا فاکس
ساحرین
سارین
سیرین
منازل السائرین
سیریناپذیر
سارینن ارو
سارینن الیل
نظرات