Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرگرم کردن

تلفظ بین المللی : /sˈarɡarm kˈardan/ تلفظ :‌ [s'aRgaRm k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سرگرم کردن اقای اسلون
  • گیج و سردر گم کردن
  • سربگم کردن
  • سرگرم
  • سرگرم تفریح و ورزش
  • سرگرم شدن
  • سرگرم کننده غیر جدی
  • سرگرم ساز
  • سرگرم کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سرگرم کردن.[ س َ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشغول کردن :
به یک آتش چو داغ لاله میسوزم در این گلشن
نه هر شمعی تواند کرد چون پروانه سرگرمم.
صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مشغول کردن

مترادف و متضاد

درگیر کردن

مشغول کردن، سرگرم ساختن

دل‌بسته کردن، علاقه‌مند کردن

علاقه‌مند کردن، دل‌بسته کردن

۱. مشغول کردن
۲. دلبسته کردن، علاقهمند کردن

۱. مشغول کردن، سرگرم ساختن
۲. درگیر کردن
۳. علاقهمند کردن، دلبسته کردن

amuse (فعل)جذب کردن، مات و متحیر کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادنentertain (فعل)قبول کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، گرا...

کلمات مرتبط

  • سرگرم کردن اقای اسلون
  • گیج و سردر گم کردن
  • سربگم کردن
  • سرگرم
  • سرگرم تفریح و ورزش
  • سرگرم شدن
  • سرگرم کننده غیر جدی
  • سرگرم ساز
  • سرگرم کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات