معانی کلمه : سرگرم شدن
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
۱. مشغول شدن
۲. درگیر شدن
۳. علاقهمند شدن، دلبسته شدن
۱. مشغول شدن، مشغله یافتن، مشغولیت پیدا کردن
۲. تفریح کردن، تفنن کردن
۳. دلبسته شدن، علاقهمند شدن
واژه نامه بختیاریکا
بازی وَندِن؛ ویر وندن
