کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرکردگی | کلماتور
معانی کلمه : سرکردگی
تلفظ بین المللی :
/sarkardˈeɡi/
تلفظ :
[saRkaRd'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ستردگی
سرکرده
سخت سرخرگی
سخت سرخرگی آترومی
سخت سرخرگی اکلیلی
سخت سرخرگی مغزی
سخت سرخرگی پیرانه
سُرخوردگی
سُرخوردگی سرنشین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سرکردگی. [ س َ ک َدَ / دِ ] ( حامص مرکب ) سرداری. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
سردستگی، سرداری.
فرهنگ فارسی
سرداری .
مترادف و متضاد
command
(اسم)
فرمان، فرماندهی، سرکردگی، فرمایش
leadership
(اسم)
راهنمایی، برتری، رهبری، تصدی، سرکردگی
کلمات مرتبط
ستردگی
سرکرده
سخت سرخرگی
سخت سرخرگی آترومی
سخت سرخرگی اکلیلی
سخت سرخرگی مغزی
سخت سرخرگی پیرانه
سُرخوردگی
سُرخوردگی سرنشین
نظرات