کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سروچ
تلفظ بین المللی :
/sˈoruːtʃ/
تلفظ :
[s'oRu:tS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سروچن
سروچن کولونگا
امین سرور ماشاء الله
ریل بند سرو کپکی
سبوچه
سرودی
سرور
سروری
سروز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سروچ. [ س َ ] ( اِخ ) «سروچ » به قول مارکوارت تصحیفی از «رسوخ » و «رسوخان » است. ( مارکوارت شهرستانهای ایران ص 77 ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). نام دشتی است در نواحی کرمان. ( برهان ) ( آنندراج ) : ز کوه بلوچ و ز دشت سروچ برفتند خنجرگذاران کوچ.فردوسی.هم از پهلوی پارس کوچ و بلوچ زگیلان جنگی و دشت سروچ.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 558 )....
فرهنگ فارسی
(( سروج ) ) بقول مارکوارت تصحیفی از (( رسوخ ) ) و (( رسوخان ) ) است (( مارکوارت شهرستانهای ایران ۷۷ ) )
کلمات مرتبط
سروچن
سروچن کولونگا
امین سرور ماشاء الله
ریل بند سرو کپکی
سبوچه
سرودی
سرور
سروری
سروز
نظرات