معانی کلمه : سرسخن
لغت نامه دهخدا
اول بنام من رقم خون کشید عشق
نام من است سرسخن دفتر بلا.
ز درد سرسخن سرخی جگرگون
فتاده نقطه اش چون قطره ٔ خون .
دانشنامه عمومی
(واژۀ پیشنهادی کاربران) سر کلام؛ معادل اصطلاح اینترنتی hash tag یا hashtag. عبارت یا کلام مهمی که در سرجستارهای اینترنتی می آید و کار جست و جو را آسان تر می کند.
